|
|
| بانوی کرامت/نگاهی به زمینه های پرورشی و تربیتی فاطمه معصومه(س) | Array چاپ Array |
| سه شنبه, 02 اسفند 1390 ساعت 14:31 |
|
بانوی برتر فاطمه معصومه(س) از جهت شخصیت فردی و کمالات روحی در بین فرزندان موسی بن جعفر(ع) بعد از برادرش - علی بن موسی الرضا(ع)- در والاترین رتبه جای دارد.
این در حالی است که بنابر مستندات رجالی، فرزندان دختر امام کاظم(ع)، حداقل هجده تن بوده اند(1) و فاطمه در بین این همه بانوی مکرمه، سرآمد بوده است.
حاج شیخ عباس قمی آن گاه که از دختران موسی بن جعفر(ع) سخن می گوید، درباره فاطمه معصومه(س) می نویسد: «برحسب آنچه به ما رسیده، افضل آنها سیده جلیله معظمه؛ فاطمه بنت امام موسی(ع) معروف به حضرت معصومه است.»(2)
اما شیخ محمدتقی تستری در «قاموس الرجال» پا را فراتر می نهد و فضیلت وی را نه تنها در بین دختران، بلکه بین پسران حضرت به غیر از امام رضا(ع) هم بی نظیر می داند و می نویسد: «در میان فرزندان امام کاظم(ع)، با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا(ع) کسی هم شأن حضرت معصومه(س) نیست.»(3)
بی گمان این نحوه اظهارنظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع)، بر برداشتهایی استوار است که از متن روایات وارده از ائمه به دست آمده است؛ روایاتی که مقامهایی را برای فاطمه معصومه(س) برشمرده اند، مقامی که نظیر آن را برای دیگر برادران و خواهران وی ذکر نکرده اند و بدین ترتیب، نام فاطمه معصومه(س) را در شمار زنان برتر جهان قرار داده اند. از این رو، لزوم تحقیق و تشریح پیرامون مراتب تربیت و مقامهای معنوی و کمالات اخلاقی، در حد ممکن دو چندان می شود.
گوهری در دامان نجمه خاتون بدیهی است، تأثیر شخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمی توان انکار کرد. این ویژگی در وجود فاطمه معصومه(س) نیز بروز یافت.
او از هر دو طرف (پدر و مادر) فضایلی را به ارث برد که تنها برادرش؛ علی بن موسی الرضا(ع) آنها را به صورت کامل در خود جمع کرده بود و به نظر می رسد بتوان سر برتری شخصیت والای فاطمه معصومه(س) بر دیگر فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) را در همین نکته یافت که فاطمه معصومه(س) مانند برادرش از هر دو طرف پدر و مادر، پاکیزه ترین خصال و ویژگیها را به ارث برد.
مطالعه سیره ائمه(ع) گواهی می دهد که طهارت و پاکی مادر، شرط اساسی برای گزینش مادران امامان(ع) بوده است و سعادتی که نصیب فاطمه معصومه(س) شد، این بود که مادرش، مادر علی بن موسی الرضا(ع) نیز بود. لذا از هر نوع آلودگی در هر اندازه اش به دور ماند.
البته این به معنای تأثیر نداشتن تلاش و کوشش و تقوای الهی در وجود فاطمه معصومه(س) نیست؛ بلکه علاوه بر همه شایستگی های فردی که در وجود خویش به وجود آورده بود، از این عوامل نیز به عنوان مکمل و پشتوانه ترقی و تکامل معنوی، اخلاقی و علمی سود می برد.
به نظر می رسد برای پی بردن به نقش نجمه خاتون در تربیت فاطمه معصومه(س) کافی است به شیوه انتخاب همسر از سوی امامان بخصوص امیر مؤمنان(ع) توجه کنیم؛ که به برادرش عقیل فرمود: «برایم زنی از بانوان شجاع عرب انتخاب کن که فرزندی دلیر به دنیا آورد.»
در جواب گفت: «با ام البنین کلابیه ازدواج کن که در عرب شجاع تر از پدرانش نیست.»(4) حاصل این ازدواج، تولد چهار فرزند به سان شیر در شجاعت بود که تا لحظه آخر کنار امام حسین بن علی(ع) ماندند و جان خویش را نثار نمودند.
مادر فاطمه معصومه(س) نیز در روزگار خود بهترین زنان بود. از همین روی و بر اساس رؤیای صادقانه ای که حمیده، مادر امام کاظم(ع) دیده بود، نجمه را به عقد امام کاظم(ع) درآورد.(5) حمیده خود بارها به امام کاظم(ع) درباره نجمه سفارش می کرد و می گفت: «پسرم! نجمه بانویی است که هرگز بهتر از او ندیده ام.»(6)
چنین شخصیتی قابلیت داشت بذر آسمانی را در جان پاکش پرورش دهد. چه، گاه بذرهای مردان صالح در مزبله های زنان ناشایست رشد می یابند و دنیایی را با اعمال ننگین خویش به تباهی می کشانند، اما جان پاک نجمه، 25 سال قبل از امام رضا(ع) را با شرایط ویژه ای که طبیعتاً می توانست آثار خود را در تولد فاطمه نیز بر جای بگذارد، به دنیا آورده بود.
نجمه از تولد رضا(ع) این گونه یاد می کند: «وقتی به فرزندم رضا(ع) حامله شدم، سنگینی حمل را احساس نمی کردم. هر وقت می خوابیدم، صدای تسبیح و تهلیل و تحمید از درون رحم به گوشم می رسید. از شنیدن صدا بیمناک می شدم، به طوری که از خواب می پریدم، اما تا بیدار می شدم، دیگر آن صدا را نمی شنیدم. وقتی متولد شد، دستهایش را بر زمین گذاشت، سر به سوی آسمان برداشت و لبهایش را تکان داد. همسرم، موسی بن جعفر(ع) وقتی وارد شد، فرمود: ای نجمه، کرامت پروردگارت گوارایت باد!»(7)
نکته جالب اینکه بعد از تولد رضا(ع) به نجمه خاتون لقب «طاهره»(8) دادند که بی شک برای مولود بعدی یعنی معصومه(س) می توانست مؤثر باشد.
نطفه این روایت به آسمانی بودن انعقاد ائمه اشاره دارد آسمانی بودن جایگاه پاک را نیز می طلبد، تا در دوران قبل از تولد علاوه بر خصلتهای کامل پدر، خصوصیات پاک مادری را نیز به وی منتقل کند و لذا ادعای گزافی نیست که بگوییم اگر علی بن موسی الرضا(ع) آینه تمام نمای امام کاظم(ع) بود. فاطمه معصومه(س) نیز جلوه ای تام و کامل از سیمای پرفروغ مادرش نجمه(س) است.
پاسخ به یک شبهه مروری بر روایات نشان می دهد هنگام ورود مادران ائمه(ع) که اغلب از کشورهای غیر اسلامی بودند، ذهنیتی وجود داشت مبنی بر اینکه چنین زنانی که سالها در دیار کفر بوده اند و جانشان با آیین کفر سیراب شده است، چگونه می توانند قابلیت پرورش کودکانی را داشته باشند که نماینده آیین پاک تشیع اند !البته هر یک از ائمه(ع) به مناسبتی به این پرسشهای ناگفته پاسخ گفته اند. امیرالمؤمنین علی(ع) درباره شهربانو فرمود: «ای اباعبدا...! برای تو از این زن، بهترین اهل زمین متولد می شود.(9) و براساس رؤیای صادقانه، مژده ازدواج شهربانو را از پیامبر(ص) دریافت کرد. (10)
امام صادق (ع) درباره حمیده فرمود: حمیده از ناپاکی ها و ناخالصی ها پاک است، به خاطر کرامتی که خدا نسبت به من و حجت پس از من عنایت فرمود، فرشتگان او را همواره نگهداری کردند تا به من رسید.
امام جواد(ع) فرمود: پدرم به فدای پسر برترین کنیزان که از اهالی توبه و پاک سرشت است. در روایت اخیر، بصراحت فرزند به مادر نسبت داده شده است که بر صدق ادعای ما گواهی می دهد. (12)
امام رضا(ع) درباره اش فرمود: مادر این پسر، پاکیزه آفریده شده است.(13)
امام جواد(ع) درباره سمانه فرمود: نامش سمانه و بانویی است که حق را می شناسد. از بانوان بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نمی شود و نیرنگ طاغوت کینه توز در او نفوذ نمی کند. همواره مورد لطف و مراقبت چشم بیدار خدا و از مادران صدیقان و صالحان چیزی کم ندارد.(14)
امام هادی(ع) درباره «سلیل» فرمود: سلیل از هر آفت و نقص و پلیدی و ناپاکی بیرون کشیده شده است.(15) نرجس(س) مادر امام زمان(عج) که اسلام را در عالم رؤیا پذیرفت و امام هادی(ع) باز فرزند را به او نسبت داد و فرمود: مژده باد تو را به فرزندی که سراسر جهان را با نور حکمتش پر از عدل و داد کند. (16)
این طیف از روایات به صراحت نشان می دهد که ائمه طاهرین چنین سؤال طرح شده ای را پاسخ گفته اند. حمیده نیز چنین ذهنیتی را جواب داد و فرمود: هرگز بانویی بهتر از او (نجمه) ندیده ام.
البته در مقام اثبات نیز چنین اتفاقی بعدها روی داد و برخی محققان همین شبهات را درباره مادر امام زین العابدین(ع) مطرح کردند و حتی با توجه به شبهه، اصل ازدواج امام حسین(ع) با شهربانو را رد کردند، غافل از اینکه در صورت صحت ادعای آنان، باید صحت ازدواج مادران غالب ائمه(ع) از جمله امام زمان(عج) را انکار کرد.
به هر حال قبل از دوران تولد شخصیت نجمه که از تولد امام رضا(ع) تا تولد معصومه(س) بیست و پنج سال به درازا کشید، توانست آثار عمیق خود را در فاطمه معصومه(س) برجای گذارد و او را در بین دختران و حتی تمام پسران، غیر از علی بن موسی الرضا(ع) سرآمد کند. (17)
انس با عبادت اعمالی که عموم بانوان اهل بیت(ع) هنگام تولد و پس از آن برای کودکانشان انجام می دادند، برگرفته از توصیه های آسمانی همسرانشان بود که نمایندگان امین الهی در زمین به شمار می رفتند. از این روی آنچه انجام می دادند، به عنوان سیره عملی می تواند بخشی از حیات دیگر فرزندان را که در هاله ای از بی خبری و فراموشی قرار گرفته اند، روشن سازد. این اعمال که از لحظه تولد آغاز می گشت، بارها توسط معصومین(ع) بیان شده اند، اما از دوران هر یک تنها مواردی خاص نقل شده است.
درباره نجمه که چگونه دو فرزندش را پرورش داد نیز اخباری برجای مانده است که البته با توجه به خفقان حاکم، بدیهی است در حداقل ممکن باشد. اما با این فرض که شخصیت، معنویت و تقوای نجمه خاتون در طول این مدت ثابت و استوار بود، می توان اعمال و سیره وی را هنگام تولد امام رضا(ع)، به خواهرش نیز گسترش داد. از جمله صفات پسندیده ای که نجمه همواره با آن مأنوس بود، عبادات و مناجات با پروردگار است. وی آنچنان به عبادت عشق می ورزید که حتی مهر فرزند نیز نمی توانست از عبادت بازش دارد.
در آن ایام که به فرزندش شیر می داد، روزی به بستگانش گفت: دایه ای بیابید که مرا در شیر دادن یاری کند. زنان از این خواهش شگفت زده شدند و پرسیدند آیا شیرت کم شده است؟ پاسخ شنیدند که: « به خدا سوگند که دروغ نمی گویم؛ ولی ذکرهایی در نماز و تسبیح داشتم که از زمان تولد فرزندم از آنها کم شده است.» (18)
چنین رفتارها و اعمالی می توانست پاکیزه ترین و بهترین تأثیر را در فرزند برجای گذارد؛ چه کودکی که جانش به همراه قطره قطره شیر مادر با اذکار الهی سیراب می شود، به والاترین جایگاه معنوی دست خواهد یافت.
مقامهای حضرت معصومه(س) کودکی که این چنین مراحل تکامل را پیمود، آینده ای درخشان نیز داشت.
فاطمه(س) با تکیه بر چنین پشتوانه ای، توانست به مراحل عالی علم و معرفت دست یابد و به یگانه دوران خویش مبدل شود.
در این مجال کوتاه، تنها به یکی از مراتب کمالی که معصومه(س) به آنها دست یافت، اشاره کرده و ذکر کمالات دیگر ایشان را به فرصتی دیگر موکول می کنیم.
عالمه با گذشت ایام، فاطمه معصومه(س) نیز دوران خردسالی را پشت سر گذاشت. در این سالها محل رشد فاطمه معصومه(س) خاندانی بود که او را با دریایی از علم و معرفت روبرو ساخت. پدر، مادر و برادر که هنگام تولد فاطمه معصومه(س) جوانی 25 ساله بود، هر سه دست به دست هم داده، محیط تربیتی وی را به مکانی بهشتی مبدل کردند.
خبری در برخی کتب نقل شده است که به خوبی نشان می دهد، فاطمه معصومه(س) زیر نظر خانواده در کوتاهترین مدت ممکن مسیر رشد علمی را نیز پیمود و از کمالات روحی و معنوی بهره های فراوانی از پدر، مادر و برادر خود برد. از این روی در دوران کودکی به راحتی می توانست جوابگوی سؤالهای فقهی و دینی مردم باشد و همین امر که نجمه فرزندش معصومه را همانند امام رضا(ع) پرورش داده است و هر آنچه درباره روایات نیامده را می توان با عنایت به اخبار مربوط به امام رضا(ع) دریافت. یکی از این دست روایات را حاج سید نصرا... مستنبط به نقل از کتاب «کشف اللئالی» این گونه ذکر می کند: روزی گروهی از شیعیان وارد مدینه شدند تا سؤالهای خود را از امام موسی(ع) بپرسند. این کار روش معمول در تمام بلاد اسلامی بود که سالیانه یا در اوقات مشخص از سال، گروهی را راهی می کردند تا سؤالهای دینی، وظایف شرعی و وجوهات را نزد امام ببرند. آن سال نیز چنین کاروانی از یکی از شهرها به مدینه آمده بود. کاروان پس از ورود به مدینه به سوی خانه امام راه افتادند، به این امید که هم سؤالات خود را بپرسند و هم دیدار حضرت نصیبشان شود. هر چه نزدیکتر می شدند، شوق دیدار افزونتر می شد؛ تا اینکه جلوی خانه حضرت رسیدند. در زدند و اجازه ورود خواستند؛ به آنان اطلاع داده شد که امام(ع) در مسافرت است.
اندوه فراوان از اینکه نه امام را دیده اند و نه پاسخ برای سؤالات خود یافته اند، رنج سفر را دو چندان کرد. هر چند دلشان نمی خواست، ولی باید خداحافظی می کردند و این کار را هم کردند. اسباب و اثاث خود را جمع کرده، عزم بازگشت نمودند. هوای مدینه سوزان بود و اینک برای کاروان ناکام سوزانتر می نمود. گویی پاهایشان از آن خودشان نبود. دخترکی شیرین زبان و خوش سیما از منزل امام سکوت سنگین کاروانیان را درهم شکست. او سؤالها را از آنان گرفت و با دقت تمام، پاسخ یکایک نامه ها را نوشت و نامه ها را دوباره به آنان بازگرداند. مردان بزرگ کاروان که شاید هفتاد سال از عمرشان را در این درگاه به مریدی گذرانده بودند، هرگز چنین صحنه ای را به یاد نداشتند، کودکی هشت یا نه ساله چگونه می توانست جواب سؤالهای فقهی را بدهد! آنان در دل می گفتند: جواب این سؤالها اگر آسان بود، همان علمای شهر می دادند، سؤالها اینقدر پیچیده بود که ما نزد امام آوردیم. سبحان ا... عجب خاندان پاکیزه ای.
شیعیان کم کم از مدینه خارج شدند. مردی، از فاصله دور سواری را دید. او را شناخت، او امام موسی بن جعفر(ع) بود. وقتی نزدیکتر رفتند، سیمای امام را همه کاروانیان شناختند، بی درنگ پیاده شدند و شتابان نزد ایشان رفتند. خاطره دخترک ذهن همه را به خود مشغول کرده بود، به این جهت در لحظات اولیه برخورد با امام، داستان خود را با شور و شادی تمام بازگو کردند و دستخط دخترک را هم نشان دادند.
امام(ع) تا نامه را گشود، سیمایش از شادی شکفته شد. لبخند بر لبانش نقش بست، صورتش را به سوی شیعیانش برگرداند و با همان لبخند آسمانی سه بار فرمود: «فداها ابوها»: پدرش به فدایش.
این روایت بر تسلط فاطمه معصومه(س) دختر خردسال موسی بن جعفر به مسایل سخت و لاینحل فقهی و دینی اشاره دارد. (19)
البته عوامل دیگری در رشد شخصیت فاطمه معصومه(ع) مؤثر بوده است که از جمله آنها اوضاع سیاسی عصر پدر و برادر است. در دورانی که پدر به شهادت رسید و منصب ولایت، به برادرش علی بن موسی الرضا(ع) تفویض شد.
فاطمه معصومه(س) در بین بسیاری از کشاکشهای تفرقه انگیز آن زمان، هرگز از موضع دفاع از ولایت رضوی عقب ننشست، بلکه از شدت علاقه به آن حضرت بود که در پی ایشان روانه ایران شد و برکات وجودی اش را بر مردم این سامان ارزانی داشت.
پی نوشت ها: 1- ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 244 2- منتهی الامال، ج 2، ص 241 3- تواریخ النبی و الامال، ص 15 4- قاموس الرجال، ج 1، ص 390 5- اعلام الوری، ص 302 6- عیون اخبار الرضا(ع)، ج 1، ص 14 و 15 7- منتخب التواریخ، ص 522 8- مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 367 9- اصول کافی، ج 1، ص 467 10- بحار الانوار، ج 46، ص 11 11- اصول کافی ، ج 1، ص 476 و 477 12- ریاحین الشیعه، ج 3، ص 22 13- بحار الانوار، ج 50، ص 15 14- ریاحین الشیعه، ج 3، ص 2 15- اثبات الوصیه، ج 3، ص 24 16- بحار الانوار، ج 51، ص 6 الی 10 17- منهاج الدموع، ص 441 18- عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 15 19- تاریخ اهل بیت، ص 82 |
هیئت و کانون فاطمیون شهر کریمه